تبليغاتX
میرحسین موسوی
چراغی زیر شیروانی <
میگن پلک آدم وقتی میپره یعنی یه خبر خوش میاد... ولی من میگم دو هفته است که پلکم داره میپره و دریغ از یه خبر خوب کوچولو حتی!

میگن عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد و من هیچی نمیگم و دلم می خواد به همین یه جمله امیدوار باشم... شاید نه به خاطر بلکه به یاد همه اونایی که نمی شناختمشون و دیگه نیستن که بشناسم!

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 8:39 PM توسط نازنین برادران |

دلم ماه رمضون می خواد... مثل قدیما... سفره های افطاری رنگی...
دلم همون قدیما رو می خواد... اون بستنی فروشه که روبروش یه چرخ و فلک بود که من همیشه می ترسیدم سوارش شم... بستنی میخرید مامان برام و تا ته کوچه روشن روان... خونه مامان بزرگ می دویدم...

همون دامن سرمه ایه و بلوز سفیده که مامان بهم می گفت حواسم باشه که روش بستنی نریزم یا اون دامن اسکاتلندیه که مامان خودش دوخته بود و چه کیفی می کرد وقتی می پوشیدمش...

همون چهار پنج سالگیا.... همون وقتایی که شیره گل یاس باغچه مامان بزرگ رو می خوردم... از باغچه توت قرمز می چیدم... تو بغل عمو به سیب های روی درخت ماشاالله می گفتم....

همون بیست سال پیش... همون وقتایی که همه بودن... غم نبود... نمی فهمیدم دنیا چیه... چه خوش می گذشت.... چه زود گذشت... 

همین چند سال پیش.... همین دوستایی که چندتاشون بیشتر دوست نموندن...

چرااااااا؟!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 5:29 PM توسط نازنین برادران |

فیلم تبلیغاتی( Film Tablighati): نوعی فیلم درام اجتماعی که همه می دانند دروغ است، ولی می خواهند ببینند این دفعه چطور دروغ گفته. نوع صادقانه آن هم در بعضی موارد دیده شده و باعث شده نامزد انتخابات رای نیاورد. محل فیلمسازی: یک خانه فقیرانه. بازیگر: یک مرد بدبخت. واژه های پشت صحنه: " نه، اینجوری نگین، کسی باور نمی کنه"، " گریه کنید، شدید"، " حالا نشون بدین خیلی مهربونین"، " بچه رو مثل بیل بغل نکنین، بچه دارها باید به شما اعتماد کنند."

سیب زمینی(Sib Zamini): یک گیاه انتخاباتی. این گیاه بموقع فاسد می شود تا نقش تاریخی اش را بازی کند. کاربرد در جمله: " سیب زمینی ها را دادند و منتظر روز رای گیری ماندند." از سیب زمینی برای خوردن هم استفاده می شود. معمولا سیب زمینی به عنوان بی رگ و مستقل شناخته شده است، ولی در انتخابات به طرف دولت غش می کند. سیب زمینی خورها: نام یک تابلوی نقاشی در عصر پیش از دموکراسی. ویژگی: خاکی است.

تراول چک(Travel Check): یک نوع چک بانکی. یک عالمه پول. برگه ای که توسط بانک صادر شده و مقدار زیادی اسکناس در مقابل آن به کسی که در محل سخنرانی تبلیغاتی رئیس جمهور رفته است، می دهند. نامزدهای پابرهنه، شریف و پاکدامن برای نشان دادن صداقت و محبوبیت شان از تراول چک استفاده می کنند.

شهید رجایی(Shahid Rajayi): یک مقام دولتی سابق که سالها قبل کشته شد، وی یک ماه قبل از انتخابات معرفی و بیست دقیقه پس از رای گیری مورد فراموشی قرار می گیرد. ویژگی های مهم در ماندگاری شهید مذکور: کشته شد، گریه کرد، کتک خورد، عکس با کراوات او گم شده است، سمج بود، پاکدامن بود، تا دو سال قبل از شهادت عضو نهضت آزادی بود، ولی پس از مرگ اعتقاداتش تغییر کرد.

محسن رضایی(Mohsen Rezaee): یک نامزد بسیار بزرگ انتخابات که هر چهار سال برای پوشیدن تعدادی کت و شلوار جدید در انتخابات شرکت می کند. دلایل علاقه شخص مذکور به شرکت در انتخابات: " تولید فیلم تبلیغاتی، سخنرانی، اسب سواری، خرید کت و شلوار لیمویی و زرد و سفید، نظر دادن درباره استراتژی و تغییر جغرافیای جهان". کلمات مربوطه: " بزرگ، عظیم، درشت، زیاد، حجیم، استراتژی، فدرال، منطقه، کهکشان، دایناسور، میلیارد" جملات قصار انتخاباتی: " من آمده ام که بمانم"، " برای حفظ وحدت می روم"

اتوبوس(Otoobus): یک وسیله نقلیه برای اثبات محبوبیت رئیس جمهور. این وسیله حمل و نقل عمومی که در حالت عادی برای چهل نفر، در مسابقات فوتبال قابلیت حمل هشتاد نفر، در مراسم سخنرانی رقبای مخالف دولت قابلیت حمل شصت نفر را دارد و برای سفرهای ویژه تبلیغاتی رئیس جمهور موجود برای حمل سه نفر از آن استفاده می شود. اتوبوس و مینی بوس یکی از مهم ترین عناصر موجود در صحنه انتخابات است و دارای بوق، چرخ و صندلی است. در سفرهای تبلیغاتی استانی از اتوبوس برای تغییر افکار عمومی نیز استفاده می شود.

رسانه ملی(IRIB): کیهان صوتی تصویری. هفت شبکه تلویزیونی که جزو اموال پدری رئیس جمهور محسوب شده و روزانه موظفند حداقل سه ساعت به پخش مستقیم رئیس جمهور بپردازند. برنامه انتخاباتی ویژه: " راز بقا"
این واژه نامه ادامه دارد...
 
پ.ن: این واژه نامه از صفحه فیس بوک ابراهیم نبوی کپی شده است!
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:18 PM توسط نازنین برادران |

- می دونید چطور ممکنه ساعت ۶:۳۰ بعد از ظهر پنج شنبه کمتر از یک سوم صندلی های یک سالن سینما پر شده باشه؟

: فقط اگر قرار باشه فیلم وقتی همه خوابیم روی پرده نمایش داده بشه!!!!

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 9:55 PM توسط نازنین برادران |

بهترين دوست من يه مريخيه! آخه سبز رنگه!
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 3:10 AM توسط نازنین برادران |

وای که این زندگی چقدر حال آدم رو بهم می زنه!

+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 1:2 PM توسط نازنین برادران

این چندمین برف زندگیمون بود؟؟

تا حالا چند بار به برف نو سلام کردید؟؟

تا حالا چه ها کردیم....

و چه ها نکردیم؟؟؟؟

فرصتی باقی نمانده!!!!

هر سال که آرزوی برف داریم یادمان باشد این برف فرصت دیگری را می پوشاند!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 5:53 PM توسط نازنین برادران |

خیلی وقت بود که می خواستم بنویسم... ولی به نظرم اومد عده خیلی خیلی کمی دغدغه من رو دارند که برای اونها هم اصلا مهم نیست که باید چاره ای برای این وضعیت اندیشید.
شاید هم من بیشتر از حد روی این بحث حساسم!
فقط احساس می کنم در حد چند جمله باید به بعضی از دوستان پاسخ بدهم:

1- بنفشه عزیز تا وقتی که همه مثل تو فکر کنند، اوضاع به همین شکل باقی خواهد ماند. تا کی قراره که منتظر هم بمونیم؟ اگر قرار بود شخص دیگری این مشکل را حل کند تا به حال فکری به حال این موضوع می کرد؟

2- حسین عزیز :
- ذات انگاری اگر هم به آن معنی که مورد نظر توست وجود داشته باشد، بیماری فکری نیست، بلکه از ذات انسان نشات می گیرد که اصولا قانع نیست. اما از این گذشته، بحث مطرح شده به هیچ عنوان ارتباطی به قضیه ذات انگاری شما ندارد.
- در پاسخ به بحث دوم شما، روزنامه نگاری از جهتی، فن است، از سویی علم و از سوی دیگر خلاقیت. آمیزه این سه مورد، روزنامه نگاری را تشکیل می دهد. در این مورد بهتر است مطالعاتتان را افزایش دهید.
- هدف این است که برای رسیدن به رسانه ای آزاد تلاش کنیم. رسانه ای که ابزاری برای نشان دادن آزادی بیان به معنای واقعی آن باشد. البته بهتر است بدانید که در همه جای دنیا نیز این چنین که شما تعبیر می کنید نیست.
- نگاه مخاطب به یک رسانه بسیار متغیر است که به ملاک های بسیاری بستگی دارد. از سویی باید شرایط جامعه را نیز در نظر گرفت. باید دید معیارهای یک رسانه خوب از نظر مخاطب چیست و خود مخاطب کیست؟ خصوصیات مخاطب چیست. این بحثی طولانی است که شاید از حوصله خوانندگان خارج باشد، بهتر است این بحث خارج از این مکان ادامه پیدا کند.

3- ساناز عزیزم! اینجا دیگر پست و مقام در این حرفه اهمیتی ندارد. حداقل برای من و تو که می دانیم وضعیت مقام در این حرفه در این کشور چگونه است. فقط من فکر می کنم شاید بتوان روزی این وضعیت را در ایران عوض کرد. شاید روزنامه نگاری واقعی را در ایران ببینیم. فقط شاید. احساس می کنم ما می توانیم حرفه مان را دوست داشته باشیم، وضعیتش برایمان مهم باشد. فکر می کنم ما علی رغم همه این مشکلاتی که وجود دارد می توانیم کاری برای این حرفه انجام دهیم. فقط کافی است همت کنیم!

4- آقای درویش احمد تحلیل شما از بیخ و بن اشتباه است. ولی ممنون که نظر خود را بیان کردین... منتظر نظرات بعدیتان البته با مطالعه و شناخت بیشتر هستم.

5- از حسنا، آزاده، لیلا و انار فروش دوره گرد هم خیلی ممنونم. امیدوارم بازهم نظراتشان را در این خصوص بخوانم.


پ.ن1: از همه معذرت می خوام اگر خلاصه نوشتم. حس کردم این بحث برای دوستان چندان جذابیتی ندارد.

پ.ن2: تو بگو من اشتباه می کنم! ولی من هنوز هم بر عقایدم اصرار دارم. هنوز هم فکر می کنم روزنامه نگاری ایران روزهای بهتری را تجربه خواهد کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 6:5 PM توسط نازنین برادران |

آیا می توانیم نام آنچه را که انجام می دهیم روزنامه نگاری بگذاریم؟

چه کسی می تواند در ایران روزنامه نگاری را تعریف کند؟ روزنامه نگاران؟! آن ها که خود نیز در دام نامرئی سیاست گرفتارند و نمی دانند. استادان؟ آن ها که یا از سیاستمدارانند و یا به کل در توهمات خود زندگی می کنند و هنوز نمی دانند چه بر سر این رشته می آید و عده اندکی که می توانند فقط حرف بزنند و توانایی عمل به هر علتی ندارند.

روزنامه نگاری در کشور ما بیمار شده است. تمام صفحات روزنامه ها از صفحات سیاسی گرفته تا ورزشی و حوادث, از روزنامه ها و نشریات عامه پسند گرفته تا نشریات تخصصی جولانگاه جناح ها و احزاب سیاسی شده است. به خصوص وقتی به یک رویداد سیاسی مثل انتخابات نزدیک می شویم... تمام هزینه ها ( البته همراه با چایی و شیرینی بچه ها ) ی یکساله نشریه X را آقای Y پرداخت می کند تا به شیوه ای کاملا مطابق با قوانین و اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری برایش تبلیغ کنند.
این دسته از نشریات که به بولتن های سیاسی تبدیل شده اند بزرگترین بخش نشریات کشور را تشکیل می دهد. این نشریات یا دولتی هستند یا به طور غیر مستقیم به دولت مربوط می شوند که خواسته و ناخواسته باید مطابق میل دولت و دولتمردان گام بردارند . بخش خصوصی نیز اگر هم قبلا می توانست به شیوه ای خود را از گرفتاری در دام سیاست برهاند اکنون برای بقای خود مجبور است به این عرصه پای بگذارد وگرنه از عرصه وجود ساقطش می کنند. به چه جرمی؟! به اتهام انتشار مطالب سیاسی! درج مطالب در هر زمینه ای; پزشکی و جهانگردی و ادبیات و هنر, اگر بر خلاف آنچه سیاسیون می خواهند باشد, اتهامش باز هم سیاسی است. به هر حال یا مخالف میل این جناح است یا آن جناح!

گروه اندکی از نشریات هم که در کشور منتشر می شوند, توزیع می شوند و البته مخاطب هم دارند اغلب به بخش خصوصی ( سرمایه گذاران پولداری ) مربوط می شوند که متاسفانه نه تنها از قواعد روزنامه نگاری بلکه از قواعد زبان مادری خود نیز آگاه نیستند.

روزنامه نگاری در ایران متاسفانه برای روزنامه نگاران کوچکی (از لحاظ سنی) که تازه این کار را شروع کرده اند و هنوز نمی دانند که دیگران بزرگتر چگونه استثمارشان می کنند و برای عده ای کوچک! ( نه از لحاظ سنی ) که اینگونه می اندیشند که روزنامه نگاری حوزه ای است که بدون داشتن اطلاعات و دانش لازم در این زمینه می توانند وارد آن شوند و اغلب هم ره صد ساله را به خیالشان یک شبه طی می کنند به پزی اجتماعی تبدیل شده است. بسیار اندکند روزنامه نگارانی که به این حوزه با دید علمی نگاه می کنند و این جای بسی تاسف دارد. تاسف برای این کوته اندیشانی که اینگونه روزنامه نگاری کردن را قله آمال خود می بینند و  احساس می کنند عالمانی شده اند که به آخر این علم رسیده اند و تاسف برای آن هایی که می دانند و فقط نگاه می کنند... تاسف برای کسانی که روزنامه نگاری را فراموش کرده اند...

پ.ن۱: چند وقت پیش می خواستم مطلبی بنویسم با این عنوان " کار هر بز نیست خرمن کوفتن " می خواستم از عالمانی بنویسم که سرشان را می گردانند و مسیرشان را کج می کنند و یک شبه بدون این که حتی بتوانند لغت روزنامه نگاری را درست ادا کنند سردبیر می شوند. سردبیرانی که نه تنها هیچ مطالعه ای در این زمینه ندارند... تا به حال یک روز هم قلم به دست نگرفته اند... بلکه هیچ یک از استادان این حوزه را هم قبول ندارند! به علت خاصی از پست آن مطلب پشیمان شدم که شاید بعدها همین جا بخوانیدش. فقط این نکته را از آن مطلب بلندی که آماده کرده بودم یادآوری می کنم... ویروس هایی که در بدن روزنامه نگاری ایران جا خوش کرده اند همین ها هستند.

پ.ن۲: لطفا یکی روزنامه نگاری رو تعریف کنه! یکی روزنامه نگاری سالم رو تو ایران به تصویر بکشه! اول باید تصویر روزنامه نگاری سالم روشن بشه تا بقیه بهش عمل کنن!

پ.ن۳: اساتید محترم! روزنامه نگاران عزیز! آقایون سیاستمدار! " انتقاد سازنده از آن ما..."

+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 5:42 PM توسط نازنین برادران |

می خواستم برای ساناز اقتصادنیا کامنت بذارم که:

در اولین فرصت هر روز می نویسم... به همین زودیا!

دیدم نه تنها به همه، بلکه به اون کسی که قول دادم و از همه بیشتر به خودم باید این رو بگم!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 7:9 PM توسط نازنین برادران |