تبليغاتX
میرحسین موسوی
چراغی زیر شیروانی <
آن روزها رفتند
آن روزهای خوب
آن روزهای سالم  سرشار
آن آسمان های پر از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به یکدیگر
آن بام های باد بادکهای بازیگوش
آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
آن روزها رفتند ...

فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 7:25 PM توسط نازنین برادران |

بهترین خبری که امشب خواندم و البته قابل توجه کلیه دوستداران ادبیات کودک:

نخستین دوره‌ی مسابقه‌ی قصه‌های عامیانه‌ و افسانه‌های نانوشته‌ی ایرانی به همت نشریه الکترونیکی جن و پری و به منظور حفظ و گسترش قصه‌های عامیانه‌ و افسانه‌های نانوشته‌ی ایرانی، برگزار می شود. فکر می کنم مادربزرگ ها بزرگترین برنده های این مسابقه اند! علاقه مندان به بازگویی افسانه ها و قصه های عامیانه ایرانی برای شرکت در این مسابقه می توانند به سایت نشریه ادبی جن و پری مراجعه کنند. 


علاقه مندان به شرکت در کلاس های داستان نویسی, اطلاعیه کلاس‌های داستان‌نویسی و تحلیل داستان حسین سناپور را بخوانند. این کلاس ها با همکاری بنیاد فرهنگی هوشنگ گلشیری از هفتم اسفند ماه برگزار می شوند. 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 11:15 PM توسط نازنین برادران |

اینجا شب شده , نه شمعی , نه چراغی و نه حتی مهتابی...

نوری نیست که در آن روشن شویم, اینجا شب شده و اگر ما در تاریکی همچنان ادامه می دهیم از سر عادت است نه از سر شوق!

ما تکرار تاریخ شده ایم. یک سالنما که در کنار هر روز آن از پیش نوشته شده چه کنیم. هیچ نوری نیست و ما باز هم ادامه می دهیم, نمی دانم تا کی می توانیم...

"به انتظار تو این دفتر خالی

تا چند , تا چند

ورق خواهد خورد..."

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 11:21 PM توسط نازنین برادران |

بیراهه رفته بودم

 آن شب

دستم را گرفته بود و می کشید

زین بعد همه عمرم را

بیراهه خواهم رفت

                                    حسین پناهی

 پ.ن: بعضی وقت ها از روی خستگی می نویسی! فقط می نویسی که نوشته باشی... که خودت یادت نره هستی!

+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 10:49 PM توسط نازنین برادران |